مجله توما

اس ام اس فکو فامیله داریم اردیبهشت 93 - توما | جامع ترین مجله آنلاین فارسی

اس ام اس فکو فامیله داریم اردیبهشت ۹۳

.

.

چو پرسپولیس مباشد تن من مباد(اختصاری)
مکالمه واقعی من و مامانم در حال دیدن فیلم هندی با بازی شاهرخ خان:
من: من دیگه از شاهرخ خان خوشم نمیاد
مامان: غلط کردی دختره یه آشخال.
من 🙁
بابام 🙁
عشق آتشین مادرم به شاهرخ خان، هنوز پابرجاست
مادر وفا داره من دارم؟

.

.

داداشم اومده میگه:یعنی این تبلیغات همش دروغ میگن
میگم چرا چی شده مگه؟
میگه:دیروز یه ریش تراش فیلیپس خریدم اصلاح کردم بعدهرچی ایستادم توخیابون هیچکس نیومدازپشت بغلم کنه دست بکشه رو صورتم.یعنی این تبلیغات همشون دروغ میگن
من:(۰٫o
تبلیغان :)))
این فک و فامیله من دارم عایا

.

.

دیروز داشتم ی آهنگ واسه خودم می خوندم. داداشم برگشته می گه: تن صدات خیلی قشنگه, ی کنسرت بذار واسه قشره ناشنوا حتما" استقبال می کنن...

.

.

دیشــــب به هـمراه خــانواده رفته بودیم پـارک....
یه جــایی چند تا مجسمـــه ســاخته بـودن!!
مامانم برگشت گفت:
اِااااااااااااااااا....... این مجسمه هـای زعــــفرون چقد قشنگ و طــبیعیه...!!!
حالا ما هــــــــــــــــــی داشتیم دنبال زعفرون میگشتیم. 😐
.
.
.
.
.
بلـــــــــــــــــــــــــــــــــــه....
مدیونید اگه فکر کنید منظوره مامانم زرافه بوده...! 😐
مامانم ^_^
زعفرون 😐
زرافه :))
ما ۰_۰ :)))))))))))))))

.

.

یه شب گرسنه از خواب بیدارشدم رفتم سریخچال بعد از کلی زیرورو کردن یه ظرف پلاستیکی پیداکردم توش عسل بود نشستم باکره خورم وانصافاچقدر هم چسبیداون موقع:)))) صبح که ازخواب بیدارشدم دیدم مامانم همه یخچالو ریخته بیرونداره میگرده ومیگه کسی این مومک منو ندیده؟؟؟یه ظرف پلاستیکی بوده...
من:(
مامانم:)
مومک.......
اخه این فک وفامیله داریم ما

.

.

لا مصب یه بار نشد تو قابلمه غذا بخورم مامانم هی بهم نگه قاشقو نزن ته قابلمه...... اصن کوفت ادم میکنن. مامان شمام اینجوریه؟؟؟؟؟

.

.

پدرم داشت تلفن مهمی میکرد رفته بود تو اتاق و دررو بسته بود من درو وا کردم برم تو اتاق هنوز نصفم بیرون اتاق بودکه درو با زور بست یعنی نصف شدم سری گوشی رو قطع کرد و دویید طرفم فکر کردم میخواد بلندم کنه و بجاش بالگد رفت توم وکلی فحشم بارم کرد یعنی مهر پدریش منو کشته o_o والا به قرآن

.

.

این جوکه نه اس ام اس!
این پست رو به افتخار داداشم گذاشتم که تو کنکور سراسری ارشد رتبه اش شد ۱۵۰! دوست دارم براش یه لایک کوچیک بزنید...

.

.

با مامانم میخواستیم بریم خرید کنیم برای من(بچه نیستماااا مامانم خوش سلیقس). داداشم برگشته میگه مامان منم بیام اون کتونی و تی شرتو بخرم؟
مامانم:نه امروز واسه اجی میریم خرید تورو یه روز دیگه میبرم..
داداشم رو به من:ایشالا بمیری من راحت بشم از دستت همش مزاحمه مایی یه خرم پیدا نمیشه تورو بگیره....
من :"((((((( الان تحت درمانم واسه افسردگی حااد
مامانم :)))))))
خره =)))))
داداشم :|||||||

مطالب مشابه

ارسال دیدگاه

به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.