شعر درد از فاطمه سلیمی

هم اکنون در مجله آنلاین میهنی ها شعر درد از فاطمه سلیمی رو واستون آماده کردیم..

فاطمه سلیمی از شاعران جوان و برجسته متولد ۱۳۷۱ می باشد..

IMG 20150609 024738 شعر درد از فاطمه سلیمی

منو یه خیال نا آروم
که قدم زده توى دنیام
این استرس مکرر لعنتیو
که آشوب کرده رویامو
یه دختر پرو بال شکسته
با یه فکر مسموم خسته
فقط چشماش میتونه بفهمه
چه رنجى این همه مدت کشیده
خدایا منو یه بار دیگه صدا کن
این دیوونه ى عاصیرو رو بگیرو از من رها کن
مى خام یه جوون شاد و خوش باور شم
بجاى گریه فکر ست کیف و کفشم شم
همون وقتها ،بچگى ها فهمیده بودم بعدها
من یه جور خاصى زجر میکشم توى این دنیا
این التهاب قلب من
هر شب و روز پى نفرین من
روزى که چشمام باز شد دنیام خراب شد
این زخم کهنه از همون اول دردسر ساز شد
تو نمیدونى شاید من چى میگم
این خنجرى که به روحم خورده نمیشه همینطورى آسون بگم
من این قلب تیر خورده اى لعنتیو
میکشونم این ور و اون ورو
از اون آدم مغرورى که میشناختى
به دختر اشک بارون مونده که نمیشناختى ….

فاطمه سلیمی