شعر معجزه از فاطمه سلیمی

همینک در مجله آنلاین توما شعر معجزه از فاطمه سلیمی رو واسه شما کاربران گرامی آماده کرده ایم..

فاطمه سلیمی از شاعران جوان و برجسته کشورمان متولد ۱۳۷۱ می باشد..

mojeze fateme salimi شعر معجزه از فاطمه سلیمی

معجزه کن و یک شب از من بگو

از آن عاشق بى خواب خواب آلوده ات بگو

بگو فهمیدى ترنم احساسم را در چشمانم

بگو رفتنت نمایش بودو باز میایى به پیشوازم

بگو دستان سرد من باز گرم میشود

بگو چشمانم از روشنى دلم شوق میگیرد

و من میگویم رفتم تا به همه بگویم نیستى

در قلب و خاطرم براى همیشه رفتى

میگویم روزى که نباید رهایم میکردى، رها کردى

اینک از این بى جان افتاده چه میخواهى ؟

میگویم برگرد به دیارت بگو نیامد او مرده بود

بگو جسمش بود اما خودش نبود

بگو فلسفه ى عشقم هم اثر نداشت

بگو او براى همیشه از خودش دل کنده بود

بگو دیر رفتمو مرهم دستهایم بى اثر بود

بگو هر چه قدر ها کردم گرم نشد

بگو او مرده بود …….

فاطمه سلیمی